ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

490

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

[ سد ياجوج و ماجوج ] [ 1 ] جايگاه آن وراى شهرهاء خزرانست نزديك مشرق الصيف چنانك حدّ آن در شكل عالم ظاهر كرده شده است و ميان آن جايگاه و خزر هفتاد و دو روزه راهست و از سلام الترجمان روايتست كه امير المؤمنين الواثق باللّه در خواب چنان ديد كه سدّ يأجوج و مأجوج گشاده شده بودى [ 2 ] پس مرا فرمود تا برگ بسازم و آنجايگاه روم تا معاينه به‌بينم ، و پنجاه مرد مرا داد و پنجاه هزار دينار و ده هزار درم ديت ، و هر مردى هزار درم فرمود ، و يك ساله روزى و دويست استر [ 3 ] داد تا زاد كشند ، و مرا نامه فرمود باسحاق بن اسماعيل صاحب ارمنيه و آنجا رفتيم ، و اسحق مرا نامه [ كرد ] به صاحب سر [ ير ] [ 4 ] و آنجا رسيديم او ساز كرد و دليل و نامه فرستاد بملك الان و او ما را بفيلان شاه فرستاد و از آنجا ما را نامه نوشتند بملك طرخون [ 5 ] و آنجا رفتيم و روزى و شبى بمانديم و پنجاه [ 6 ] مرد با ما بفرستاد و ساز كرد و بيست و پنج [ 7 ] روز برفتيم تا بزمينى سياه رسيديم و بوى مردار و ناخوش مىافتاد سخت عظيم و ما ساخته بوديم بويهاء خوش دفع آن را بهدايت حزريان . [ 8 ] و بيست و نه [ 9 ] روز برين صفت برفتيم [ و ] از آن حال و جايگاه پرسيديم گفتند درين زمين جماعتى بى

--> [ ( 1 ) ] قبل ازين گويا ورقى از اصل نسخه ساقط شده است و مطلب مربوط بسد ياجوج مىباشد [ ( 2 ) ] ياء ( بودى ) بمناسبت خواب آمده است [ ( 3 ) ] در اصل متن : ستر بوده بعد با مركبى تازه آن را شتر كرده‌اند ، و ابن خردادبه كه نخستين راوى اين خبر است ( ماتى بغل ) آورده ، ( ص 163 ) [ ( 4 ) ] سرير ، مملكتى بوده است در حدود قفقاز كه در زمان مسلمين هم باستقلال خود باقى و با مسلمانان معاهد بوده و آن ملك را ظ به فارسى ( گاس ) ميگفتند ( ر ك تاريخ سيستان ص : 286 ) [ ( 5 ) ] ابن خردادبه ص 163 س 11 : طرخان ملك الخزر . [ ( 6 ) ] ابن خرداد . . . خمسة ادلاء [ ( 7 ) ] ابن خرداد : ستة و عشرين . [ ( 8 ) ] ابن خرداد : و كناقد تزودنا قبل دخولها خلا نشمه من الرائحة المنكره ، و نسخه بدل : شيئا نشمه خوفا - شيئا نشمه ينفع ( ص 163 ) [ ( 9 ) ] ابن خرداد : عشرة ايام و ثم صرنا الى مدن خراب .